السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
462
تفسير الميزان ( فارسي )
كوچكى است ، در حالى كه نزد خدا عملى است عظيم . و از نظر ديگر نظير آيه « وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللَّه ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » « 1 » است ، كه راجع به قيامت است و مىفرمايد : در آن روز از ناحيه خدا چيزهايى برايشان ظاهر مىشود كه هرگز احتمالش را هم نمىدادند . * ( « إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّه أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّه قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى . . . » ) * كلمه « غض صوت » معناى خلاف « رفع الصوت » را مىدهد . و كلمه « امتحان » به معناى ابتلاء و اختيار است ، و امتحان را وقتى به كار مىبرند كه بخواهند وضع چيزى كه تا كنون برايشان مجهول بوده معلوم كنند ، و چون اين معنا در مورد خداى تعالى محال است ، ناگزير بايد بگوييم كه امتحان در مورد خداى تعالى به معناى تمرين دادن و عادت دادن است - هم چنان كه بعضى « 2 » اينطور معنا كردهاند . و يا امتحان را به معناى محنت و مشقت دادن به قلب معنا كنيم ، و بگوييم خداى تعالى اين مشقتها را بر دلها تحميل مىكند تا قلبها به تقوى عادت كنند . سياق اين آيه سياق وعده جميلى است در برابر آهسته كردن صدا پيش روى رسول خدا ( ص ) بعد از آنكه مؤمنين را توصيف مىكند به اينكه خداوند دلهايشان را براى تقوى تمرين داده . و اين خود تاكيد و تقويتى است براى مضمون آيه قبلى تا مؤمنين را تشويق كند به اينكه نهى در آن آيه را عمل كنند . و در اينكه در اين آيه از پيامبر اسلام تعبير كرد به « رسول اللَّه » و در آيه قبلى تعبير كرد به « نبى » اشاره اى است به ملاك حكم ، خواسته بفهماند شخص رسول بدان جهت كه رسول است هر قسم رفتارى كه با آن جناب بشود با مرسل و فرستنده او شده است ، اگر او را تعظيم و احترام كنند خدا را احترام كردهاند ، پس آهسته سخن گفتن نزد او ، احترام و تعظيم و بزرگداشت خداى سبحان است ، و مداومت بر اين سيره - كه از كلمه « يغضون » استفاده مىشود ، چون مضارع استمرار را مىرساند - كاشف از اين است كه اين كسانى كه چنين ادبى دارند تقوى خلق آنان شده ، و خدا دلهايشان را براى تقوى تمرين داده . * ( « لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ » ) * - اين نيز وعده جميلى است در برابر تقوايى كه در دل دارند ، هم چنان كه فرموده : « وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى » .
--> ( 1 ) سوره زمر ، آيه 47 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 137 .